آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

372. امسال ما !

1394/1/11 15:26
نویسنده : مامان آرام
1,282 بازدید
اشتراک گذاری

2 عید رفتیم خونه ی بابایی ... بابایی اینا 16 فروردین میرن پیش دایی آرش اینا ... آییییییییی دلم میخواد منم برم خندونک اگه ویزا نمیخواست میرفتم ... ولی بهرحال ...

تا روز 7 م مهمون نداشتیم و فقط مهمونی میرفتیم ... که پسرخاله ها از قم اومدن خونمون دقایقی ... 8 م نی نی عمو مرتضی و خاله الهه بدنیا اومد به اسم مانیار ! فعلا هم تو دستگاهه طفلی اخه زود بدنیا اومد 

از دیشب هم مامانبزرگه اومده اینجا دیگه تا کی ش رو نمیدونم !

یه جا خوندم به بچه هاتون بگین بهتون افتخار میکنم ... من بهش میگم اون هر هر میخنده !

بعدم خوندم که از بچه بپرسین با عیدیاشون میخوان چیکار کنن ... امیتیس میگه میخواد اسمارتیز بخره ! بدم بهش ؟ خندونک

هی میگه بابا ! باباش جواب نمیده بیچاره خوابه خوب ... بعد خودش میگه بابا جووونم خنده

پریروز بهش میگم پاشو بریم ... یه عالم وقت درگیر این بود که پا کوووو ؟ شب هم باباش داشت میگفت میخواد بخوابه باید دست و پاشو بگیریم در نره ... میگه منو بگیرین در نرم ... در کو ؟ قه قهه

میخواد بخوابه میگه چشمامو بسته کردم خوابیدم تعجب

به قرقروت میگه قوقوریت !

موهامو مش کردم ... امیتیس هی نگام میکنه میگه مامان نیکا کردی موهاتو ؟ یعنی چیکار کردی موهاتو زبان

به مامان بابامرتضی میگه مامان نیمی ! قرار بوده مامان فاطی بگه ! قبلا هم میگفت مامان تیپی !!! 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

لی لی مامی آرشیدا
19 فروردین 94 0:58
ای جووون شیرین زبون؛سال خوبی داشته باشیدعزیزم
مامان آرام
پاسخ
ممنون لی لی جونم شما و ارشیدا گلی هم همینطور